ایمان فیلسوفان
تاریخ انتشار: ۱۵ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۴۱

جامعۀ دینی همواره به اندیشه هایی تازه و نوین نیاز دارد که بتواند به ماندگاری آن و پایداری و استواری اش کمک کند.سخن امروز در بر گیرنده اندیشه هایی است که برخوردار از دو ویژگی اساسی باشند یکی نو بودن و دیگری راهگشا بودن. کتاب «ایمان فیلسوفان» به عنوان اولین شماره از مجموعه از “سخن امروز” نگاهی […]

جامعۀ دینی همواره به اندیشه هایی تازه و نوین نیاز دارد که بتواند به ماندگاری آن و پایداری و استواری اش کمک کند.سخن امروز در بر گیرنده اندیشه هایی است که برخوردار از دو ویژگی اساسی باشند یکی نو بودن و دیگری راهگشا بودن.

کتاب «ایمان فیلسوفان» به عنوان اولین شماره از مجموعه از “سخن امروز” نگاهی گذرا و تحلیلی به نقدهای فلسفی علامه حکیمی و تفاوت ماهوی آن با نقدهای صورت گرفته از سوی قدما و معاصران دارد.

در ابتدای مقدمه کتاب آمده است:

شاید سخن گفتن از ایمان فیلسوفان بتواند ـ به یک اندازه ـ موافقان و مخالفان فلسفه و فیلسوفان را شگفت زده و غافلگیر کند. زیرا دوستداران فلسفه و فلسفه خوانان می‌دانند که فلسفه را با ایمان سر و کاری مستقیم نیست. در اعتقاد آنان اندیشۀ فلسفی هدفی دیگر دارد، و در طور دیگری از اطوار معرفت سیر می‌کند که تابع فکر بشری است نه وحی الاهی. …

همچنین در بخش میانی مقدمه به جایگاه علمی علامه حکیمی اشاره شده است و آمده است:

پیداست که سخن گفتن از ایمان فیلسوفان هرگز کار ساده‌ای نیست. البته کم نیستند فیلسوفانی که در باره ایمان و ارزش آن سخن گفته‌اند. شگفتی آنگاه بیشتر می‌شود که منتقدی چون علامه حکیمی، نظریه پرداز «مکتب تفکیک» در عصر حاضر، به چنین مسئله‌ای بپردازد. او که در آثار گذشته و کنونی خود به خوبی نشان داده است که شخصیتی قاطع و آرائی منسجم و تفکری سامان یافته و نگرشی سیستماتیک به دین و آموزه‌های دینی و نسبت آن با آراء، اندیشه و تفکر بشری دارد، به گونه‌ای که از وی متفکری نظریه پرداز ساخته است. برای مثال، امروز در نگاه اهل نظر، نظریّه «عدالت حکیمی»، به دلیل گستردگی و عمق و فراگیری و حتی نوآوری‌ها، باید مورد بررسی‌های مقایسه‌ای با نظریه‌های مطرح در غرب قرار گیرد.  دیدگاه اقتصادی او که به شدت متّکی به نصوص شیعی، و پشتگرم به آراء فقهای بزرگ شیعه است، به نوبۀ خود طرحی شجاعانه و کارستانی مدرسی است. با همۀ اینها وی را باید شخصیتی متواضع و مؤدب در ساحت پژوهش و تحقیق به شمار آورد. قاطعیت نهفته در نوشته‌های او، از سرِ رسوخ دانش و استواری در یافته‌های علمی است، نه خودنمایی در برابر دیگران.

در ادامه مقدمه، به مواضع علامه حکیمی در زمینه فلسفه اسلامی پرداخته شده است:

حکیمی پیش از فراخوان اندیشمندان و فلسفه خوانان به موضع عالی تفکیک، به دو موضعگیری دعوت می‌کند. مواضعی که به سود فلسفۀ اسلامی بوده و از رکود آن جلوگیری می‌کند. نخست این که بدانند فلسفۀ اسلامی مدت‌ها است که فقط حضوری تاریخی دارد و نمی‌تواند فلسفۀ روز انسان معاصر – در جهان امروز- باشد. دوم این که به جای متوقف ماندن در افکار گذشتگان، در اندیشۀ فلسفه‌ای پویا باشند. یعنی فلسفه یا فلسفه‌هایی که حرکت زمان، و اکنونِ اندیشه و زندگی را درک و بلکه لمس کند و با نگاهی پویا و «اجتهادی» برای همۀ جوانب زندگی انسان معاصر، پاسخگو باشد. نه فلسفه ای که هنوز از عقول عشره و افلاک تسعه و عناصر اربعه دم می‌زند، و جمیع حرکات عالم را، از حرکت فلک اقصی می‌داند….

استاد علامه حکیمی در پیشگفتار کتاب ذهن خوانندگان را با پرسش هایی جهت دار به تآمل و بازخوانی ا ندیشه های درست وا می دارد. وی در این باره می نویسد:

باری، باید «تاریخ تحلیلی» نوشته شود و تدریس گردد، هم در حوزه‌ها، هم در دانشگاه‌ها… باید بخش‌ها و رشته‌های مختلف تاریخ (دینی، فرهنگی، فلسفی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، هنری و…)مورد بررسی مجدّد قرار گیرد و تاریخ تحلیلی تدوین یابد، تا معلوم شود، چرا فلسفۀ بیگانه یونان ترجمه شد؟ و چگونه مسلمانان را بوسیلۀ ترجمه کتاب‌های گوناگون، (از افکار دوران جاهلیّت، چه در جزیره العرب، چه غیر جزیره العرب) از روی آوردن کامل و دربست به قرآن محمّدی و تعالیم اوصیایی بازداشتند؟! و اینهمه فرقه و مذهب و مسلک در میان آنان پدید آوردند، و تشکل امّت واحدۀ قرآنی را ناممکن ساختند؟! چرا؟ آیا قرآن کریم ـ معاذ الله ـ دعوت به تفرقه کرده بود، یا افکار و فلسفه های غیر قرآنی و ضد قرآنی تفرقه آفرید؟! چگونه کسانی با ادعای فهم و دانش و عقل و فلسفه… به این مسائل بسیار بنیادین، و روشن کردن مستند آنها فکر نمی‌کنند؟ چگونه!!

در پشت جلد کتاب چنین آمده است:

در این نوشتار، همین اندازه می خواهم بگویم، که با همه اصرار و تأکید بر ضرورت جداسازی و تفکیک میان تعالیم ابدی الهی و افکار مخدوش بشری، نباید ایمان فیلسوفان مسلمان را امری ساده گرفت… و تأثیر قرآن بر اندیشه‌های اعتقادی آنان را کم اهمیّت خواند، یعنی: نباید فکر کرد فیلسوفان مسلمان، فقط به افکار فلاسفه اعتقاد داشتند، و ایمان آنان، دایر مدار افکار و مفاهیم و اوهام فلسفی بود، نه… هرگز… بلکه باید درک کرد که این اصرار فیلسوفان بزرگ بر ایمان قرآنی، دلیلی روشن بر تفکیک و ضرورت آن است.

 این کتاب ارزشمند توسط انتشارات دلیل ما در ۱۵۳ صفحه روانه بازار نشر شده است.


پاسخ دهید

اسلام علوی یعنی توحید و عدالت
گروه تعاون الحیاه

قرض الحسنهٔ الحیاه
انتشارات الحیاة
خرید آنلاین کتاب