حسن پویا:
الحیاه ، به دنبال زنده کردن و حیات بخشیدن به معارف الهی برخاسته و به گونه ای ابتکاری و بدیع، معارف دین را عرضه کرده
حسن پویا - فصل نامه بیّنات
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردین ۱۳۹۲، ۰۸:۱۸

. شاخص اصلی الحیاه در این است که برای رسیدن به رأی دینی در یک موضوع، کتاب و سنّت را با مهارتی خاص در کنار هم آورده و سپس -با درک عقلی- به تحلیل آنها پرداخته و نظریه برگرفته است.
تبویب موضوعات دینی، با ویژگی جمع آیات قرآن و حدیث، اگرچه مسبوق به سابقه است، ولی با ویژگی الحیاه و کیفیت آن، سابقه نداشته است.

    مـقـدّمــه
در عرصۀ تألیف و تدوین، چه بسا کتابهایی که به زینت چاپ آراسته شده، و اگرچه نام دائرهالمعارف بر آنها نهاده نشده است، لیکن مجموعهای که در آن گرد آمده است حکایت از دائره المعارفی بزرگ مینماید که از این میان میتوان به کتاب بی مانند ” بحارالانوار ” مرحوم علّامۀ مجلسی (ره) و ” جامع احادیث شیعه ” ، که توسّط فقیه بزرگوار حضرت آیتالله العظمی بروجردی -اعلی الله مقامَه- پایه ریزی شد، و امثال آن اشاره کرد.
فراهم آمدن این مجموعهها، از مبانی اندیشهای استواری برخوردار است که پرداختن به آنها، به رازگشایی این گونه تألیفها کمک خواهد کرد و گاه ارج و قیمت آنها را مینمایاند. انگیزههای بزرگی که بزرگانی همچون مرحوم مجلسی را به این گونه کارهای سترگ وا میدارد بسیار روشنی بخش و سرمشق آفرین است، که عالمان بزرگواری از همۀ هیاهو و سلام و صلواتها در میگذرند و در گوشه ای مینشینند، و به عشق معرفی معارف آفتابگون اهل بیت، مرارتها میکشند، تا اثری سترگ و ماندگار را از خود بر جای نهند. به یقین، باور آنان بر شالودههایی استوار است که اینچنین آنان را واداشته است، تا ارزشمندترین ایّام عمر خود را به شکوهمندترین آثار، اختصاص دهند، اگرچه در زمان خودشان شاید چندان توجّهی که اینک به آن آثار میشود، نشده است، ولی اخلاص فوقالعادۀ آنان این گونه آثار را ماندگارترین و ثمربخشترین آثار قرار داده است.
کتاب گران سنگ ” الحیاه ” ، از مؤلّفانی گرانقدر که در رأس آنان استاد علّامه محمّدرضا حکیمی قرار دارد، از این گونه آثار است که بر محکمترین شالودهها و مبانی استوار شده است، بهگونهای که از غیر استاد حکیمی، و دو برادر عزیزشان که گم نامی و تنهایی را بر خود هموار ساختند و سالها رنج تألیف این دائره المعارف شیعی سترگ را به جان خریدند، بر نمیآید.
گرچه دربارۀ این کتاب که هنوز در گمنامی و گاه مهجوریت بسر میبرد، صفحات فراوانی به نگارش درآمده و مقالات و کتابهایی نوشته شده است، لیکن سوگمندانه باید گفت: هنوز آنچنان که شایسته و بایسته است به آن پرداخته نشده و مبانی ساختاری کتاب و مؤلّفان آن بازگو نشده است.

راهی به سوی معرفت الله
الحیاه ، کتابی است که- بحق و جد- مؤلّفان آن بیش از توان و طاقت عادی بشری، کوشیدهاند تا با جستوجوی آیات و احادیث، و دریافت موضوعی و مجموعیِ آنها، مسائل بشری و موضوعات حیات آفرین و آگاهی بخش آن را مطرح سازند. چنان که در مـقـدّمــۀ جلد اوّل کتاب آوردهاند:
( الحیاه ) ، دائره المعارفی است، اسلامی، علمی، و موضوعی که راه و رسم زندگی فردی و اجتماعیِ آزاد و پیشرو را ترسیم میکند، و انسانهای سراسر جهان را به پیریزیِ یک حاکمیّت انسانیِ صالح فرا میخواند.
آنان در این دائره المعارف، به راستی باب ” معرفت الله ” را گام به گام به روی خوانندگان گشودهاند، و به مسلمانان دردمند و آگاه آموختند که راهِ پیمودن شناخت الهی و شناساندن آن به جوامع و تودهها این است و نه جز این. در این باره استاد حکیمی، در گفت و گویی، ضمن اشاره به کتاب ارزشمند و بیادماندنی ” الغــدیر ” و اشاره به هندسه عجیب و فخامتی که این کتاب دارد میفرمایند:
در این کتاب، نظم و نسق خاصی در تمامی شش جلد رعایت شده است. تاکنون دوازده باب از الحیاه چاپ شده، که باب اوّل ” باب معرفت ” است؛ زیرا اوّل چیزی که یک انسان فرهیختۀ فرهنگی نیاز به تحصیل آن دارد معرفت است؛ البتّه معرفت به معنای عامش. در باب المعرفه پنجاه فصل اصلی و سی فصل فرعی داریم که اگر کسی در این هشتاد فصل در سیر معرفت درست حرکت کند، به معرفت الله میرسد. یعنی عوامل و دواعی خارجی و مضلّات خارجی دخالت نداشته باشد، به طور طبیعی به معرفت الله میرسد.
باب دوم، ” باب الایمان ” است که اگر سیر معرفت را کسی درست بپیماید، ثمرۀ آن، ایمان است که نقطۀ اصلی اتّکاء و اصل وجود است؛ و اگر ایمان، صحیح و اصولی و مبنایی باشد، عمل، لازمۀ قطعی آن است که در برخی روایات دارد: ” الایمانُ و العَمَلُ اَخَوانِ تَوأَمان ” ، بنابراین، باب سوم، را باب العمل قرار دادیم و در انتهای باب سوم، جمع بندیی ارائه کردیم؛ و باب چهارم را با عنوان ” میزات الایدئولوجیّه الالهیه ” ( امتیازهای جهانبینی الهی ) آوردهایم، که نتیجۀ شناخت درست، معرفت الله است. و بعد، ایمان صحیح و بعد اعمال و احکام دین و در نتیجه، این انسان، صاحب چارچوبۀ شناختی و عملی درستی میشود که او را وادار به انجام تکالیف فردی و اجتماعی، از جمله قیام در برابر ظلم میکند. این نکته نشان دهنده اینست که دین یک ایدئولوژی است؛ زیرا مبتنی بر شناخت است و شناخت، انسان را ساکت و آرام نمیگذارد، بلکه وادار میکند که دنبال تشخیص وظیفه برود.
بدین ترتیب، جلد اوّل الحیاه به گونهای سامان یافته است، که کاملاً با مبانی اعتقادی مؤلّفان آن همراه است و با وسواس درخور تقدیر، تدوین یافته است، تا آنجا که با مطالعۀ آن، شخص به استواری دین و هماهنگی همه جانبۀ آن میرسد. این سیر، همچنان ادامه دارد و در جلدهای بعدی نیز به فراموشی سپرده نشده، بلکه با شالودهای استوار و ذهنی سرشار از اعتماد و اعتقاد تداوم یافته است.
از این رو جلد دوم با نبوت آغاز شده است. استاد در همان گفت و گو میفرمایند:
این است که باب پنجم را ” باب نبوت انبیا و اصول کلی رسالت پیامبران ” ( الاصول العامّه لرسالات الانبیاء ) قرار دادهایم. و خلاصه و نتیجۀ تلاش همۀ انبیا و زحماتشان و مجاهداتشان، همچنین پیامبر خاتم حضرت محمّد ” ص ” و کتاب آن حضرت، قرآن مجید است.
از این رو، باب ششم، ” باب القرآن ” نام گرفته است. و از آن جا که قرآن بدون معلّمی که آن را یاد بدهد و برای عمل کردن به آن، پشتوانه باشد، کارساز نیست، باب هفتم را ” الرُّوّادُ الصّادقون ” ، ( رهبران راستین ) ، قرار دادیم، و در این باب به برخی ویژگیهای رهبران راستین پرداختیم، تا رهبران غیر راستین جدا شوند. زیرا در محدودۀ دین، هر کس ذرّهای ادعا داشته باشد، باید ده برابر آن خودش عمل کند. و امکان ندارد کسی خودش اهل عمل نباشد و مردم را دعوت به عمل کند.
مؤلّفان، در پایان باب هفتم، نگاهی کلی به این باب دارند و میفرمایند:
در این باب، به بیان دسته ای از ویژگیهای فرمانروا در نظام دینی پرداختیم، و بیان شده که آنان دارای چه ممیّزات و خصوصیاتی بودهاند، و چگونه میباید زندگی کنند و به کار برخیزند تا پیشوایان راستین باشند.
سپس سه ویژگی مهم را بر میشمارند و توضیح میدهند:
۱- کوشش در راه انسان و سعادت او؛
۲- زندگی ساده؛
۳- حفظ حقوق مردم و پایداری برای تثبیت و نگاهداری آنها؛
و در خاتمه میفرمایند:
این شماری از ممیّزات آن بزرگان و پیشتازان بود، که شایسته است هر یک از رهبران جوامع بشری به این گونه صفات متّصف باشد.
در ادامۀ راه انبیا و رهبران راستین، باب هشتم را به عالمان اختصاص دادهاند؛ زیرا بنابر اعتقاد شیعه نمیتوان در عصر غیبت حضرت حجّت ” عج ” ، مردم را رها کرد و گفت: نیازی به عمل به دین نیست، و یا برای عمل به آن ضرورت دارد که رهبر معصوم بیاید؛ زیرا این نگرش همچون شهر بی قانونی است که از در و دیوار آن نکبت و ننگ خواهد بارید. از این رو باید سراغ عالمان راستین دین رفت که در زمان ظهور هم، ائمه، مردم را به آنها ارجاع میدادند، تا آنها مسائل و مشکلات مردم را با اجتهاد صحیح حل کنند.
در این باره میفرمایند:
ما در این سیر به باب هشتم رسیدیم که ” باب العلماء ” است. در این باب، طی فصولی به خصائص عالمان صالح و عالمان فاسد پرداختیم و با بیان خصلتهای این دو گروه، عالمان صالح را از فاسد جدا کردهایم و از بیان قرآن و روایات، عالمانِ نیک را به مردم شناسانده ایم. و به کلام بلند امام صادق ” ع ” که فرمود: ” اذا رأیتمُ العالمَ مُحبّاً لِدنیاه، فَاتّهموهُ علی دینِکم ”   ( اگر عالم را دوستدار دنیا دیدید، او را در کار دین خود متّهم کنید ) ، عمل کردیم. زیرا تمام حوزۀ دین با وجود چنین عالمانی در خطر است.
استاد دربارۀ باب بعدی که ” باب الولایه و الحکومه ” است و در سیر معرفت خداوند و رساندن مردم به آن بسیار مؤثر است، میفرمایند:
از آنجا که جامعۀ دینی بدون قدرت نمیتواند سرپا باشد، چون مردم باید بر اساس دین تربیت شوند و تربیت، قدرت میخواهد ( زیرا هر فکری ر ا-حق یا باطل- اگر بخواهید در جامعه نفوذ بدهید احتیاج به قدرت دارد ) ، از این رو ما باب نهم را به حکومت دینی اختصاص دادیم، و در باب دهم وظایف و خواص حکومت دینی را بیان کردهایم با عنوان: ” الحاکم الاسلامی، وظائفه من واجباته و مسؤولیّاته ” .
ایشان معتقدند سیاست و تربیت از هم جدا نیست؛ زیرا شما فرد صالح را در جامعۀ صالح میتوانید بسازید و جامعۀ صالح هم از فرد و افراد صالح ساخته میشود. و برای بردن جامعه به سوی صلاح، باید قدرت داشته باشیم. و رابطۀ دین و سیاست را هم بدین گونه قبول دارند که دین برای نفوذش باید متکی به قدرت باشد، چنان که پیامبر اکرم ” ص ” نیز برای ایجاد تحوّل در جامعه نیازمند قدرت بود، و بدین سبب از مکّه هجرت کرد تا این تحوّل بزرگ را با قدرتی که در مدینه بدست میآورد به انجام برساند. لیکن باید بخوبی توجّه داشت که قدرت دینی هرگز هدف نیست، بلکه وسیله است برای تثبیت ارزشهای متعالی و حراست از کرامت انسانی…
دو شعار راستین انبیا “ع”
سیر کتاب ” الحیاه ” ، از معرفت الله و شناخت قرآن کریم و شناخت رسولان، و امامان و عالمان و حاکمان و معرفی حکومت اسلامی و تشکیل حکومتی بر پایۀ حق و عدل، وارد مرحله ای دیگر میشود که از مبانی عمدۀ مؤلّفان الحیاه و کتاب الحیاه است.
استاد در این زمینه میفرمایند:
ما از باب معرفت آغاز کردیم و تا آخر باب دهم تماماً، ” أنِ اôعبُدوا الله ” گفتیم، یعنی یکی از دو شعار اصلی پیامبران… شعار اصلی دیگر انبیا ”ع” : ” اوفوا الکیلَ و المیزان ” ( عدالت و قسط ) است که در دو باب یازده و دوازده ترسیم میشود.
در ابتدای باب یازدهم نوشتیم: ” المدخل إلی دراسه الاقتصاد الاسلامی ” ؛ یعنی متواضعانه و به حق میگوییم: هنوز پشت درب هستیم. در باب یازدهم خطوط کلی، بسترهای کلّی و زمینههای کلّی را که بیشتر جنبۀ مقدمی دارد آوردیم.
در پایان باب دوازدهم که اصول کلّی را بیان کردهایم، گفتهایم: حالا که نان و گوشت، درست شد چگونه استفاده کنیم: کالحیوان یا کالانسان؟ که مسائل انسانی و تربیتی در جلد هفتم آغاز میشود.
بدینسان، مؤلّفان الحیاه شش جلد الحیاه را به پایان بردهاند. سپس، در پایان جلد ششم، در نگاهی به سراسر فصل، پنجاه تنبیهِ آگاهی بخش و تنبّه آفرین آورده و در آغاز فرمودهاند:
با این ” پنجاه تنبیه ” ، فصلهای صدگانۀ این دو باب ( ۱۱ و ۱۲ ) را به پایان میبریم، که بیانگرِ نظر اسلام بود دربارۀ مال و مواهب و ثروتها و امکانات معیشتی و حرکت آنها در دست توده ها، یعنی ” مبانی اقتصادی ” و زمینههای استنباط احکام.
و کتاب را با خاتمۀ چهار صفحهای و یادآوریهایی سودمند ختم مینمایند. در خاتمه با عنوان حیات قرآنی و دو رکن بزرگ، در بیان معصوم ” ع ” ، ” نظم ” و ” عدل ” را به عنوان دو پایۀ مهم یادآور میشوند؛ و به حدیثی از امام باقر ” ع ” در شرح آیه ۲۴، “سورۀ انفال”، که سرلوحه کتاب الحیاه است زینت میبخشند:
الامام الباقر ” ع ” فی شرح قوله تعالی: ” یا ایّها الّذین آمَنوا استجیبُوا للهِ و للرّسول إذا دعاکُم لِما یُحییکُم ” یقول: ” ولایهُ علیّ بن ابی طالب ” ع ” فاِنّ اتّباعَکم إیّاه و ولایتَه، أجمَع لِأمرِکم و أبقی لِلعدلِ فیکم ” .
امام باقر ” ع ” در شرح این آیه که: ” ای مؤمنان ! چون خدا و پیامبر، شما را به آیینی فراخوانند که سرچشمۀ زندگی است بپذیرید ! ” میفرماید: ” ( این سرچشمۀ زندگی ) ، ولایت علی بن ابی طالب ” ع ” است که اگر از او پیروی کنید و ولایت او را داشته باشید، تشکّل شما قویتر میشود، و اجرای عدالت را بیشتر در میان شما دوام میبخشد ” .

” الحیاه ” و تألیفات دینی
در آن سالهای دور، و بعد از آن و هم اکنون نیز یکی از دغدغههای استاد که گاه با خون دل خوردن همراه است، آن دسته از تألیفات مذهبی است که علاوه بر این که از محتوایی درخور و علمی برخوردار نیست، با ظاهری آراسته و وزین نیز عرضه نمیشود، تا آنجا که برخی ناشران مذهبی را با تعبیر ” ناشران حرمله ای ” یاد میکنند و میفرمایند: تیری که اینان با این گونه نشرها به دین و مذهب وارد میکنند گاه سهمناکتر از تیر حرمله است. زیرا بسیاری از جوانان را به دین بدبین میکنند و گاه بی رغبت. از این رو ایشان -بحق و راستی- معتقدند که باید نشر مذهبی و ناشران دینی تحوّلی شگرف یابند، چنان که در برخی ناشران در سالهای اخیر، به ویژه پس از انقلاب اسلامی مشاهده میکنیم. زیرا آراستگی ظاهر کتاب، به روی آوری علاقهمندان به مذهب، به ویژه جوانان کمک میکند تا به خواندن کتب مذهبی روی آورند. علاوه بر آن، نوع نشر کتاب و نگارش و چینش مطالب نیز در اقبال خوانندگان به مطالب دینی بسیار مؤثر است.
در این باره استاد میفرمایند:
بحث ما روی الحیاه ، یک جهت آن به رضای حضرت حجّت ” عج ” از تألیفات مذهبی بر میگردد که همیشه ما چهل/ پنجاه سال از جریانات فرهنگی و زمان دور هستیم. مثلاً امروز مجله ای در قم در میآید که باید پنجاه سال پیش در میآمد. گرچه الآن مجلات بسیار خوبی -هم با ظاهری خوب و هم با محتوا- عرضه میشود. ما باید از زمانی که برخی روشنفکرها شروع به ترجمۀ کتابها و عرضۀ مناسب آنها کردند، شروع میکردیم و به نوسازی فرهنگ دینی میپرداختیم، اگرچه تک روانی مانند علّامه جعفری، پروفسور فلاطوری، شهید مطهری، دکتر شریعتی، جلال آل احمد و… کم و بیش چنین کردند. زیرا یکی از چیزهایی که دل نسلهای جوان را میبَرد، کتاب خوب است، قلم خوب است، بیان خوب است، رمان خوب است.
استاد در جای دیگری بدین مناسبت که سالها با دین ستیزان و دین گریزان یا بیاطلاعان از دین بودهاند و حرف و حدیث آنها را شنیده و خواندهاند، و به قول خود استاد، عقدههای روحی آنها و اشکالات دینی آنها را میشنیدند، میفرمایند:
من دیدم اگر دین بخواهد همۀ اینها را پوشش بدهد و به صلاح و سلامت برگرداند، باید یک فکر صحیحی بکند. اکنون ” معراج
السعاده ” را نمیشود داد دست اینها، ” حلیه المتقین ” را نمیشود داد، ” توضیح المسائل ” را نمیشود داد، حتّی ترجمۀ ” تحف العقول ” را صاف و ساده نمیشود داد، زیرا در مقابل قلّههای روشنفکری ایران و قلم داران بزرگ ادبیات ایران قرار داریم. از آن طرف احادیث و آیات سترگ و بلندی داریم که درست عرضه نشدهاند؛ تا آنجا که روزی در حال ضعف و خستگی مفرط سر چهارراهی پر ازدحام، با آقای دکتر مصطفی رحیمی -روشنفکر و مترجم معروف زبان فرانسه- برخورد کردم و فرصت را غنیمت شمردم، دیدم جای دیگری نمیتوانم ایشان را به راحتی پیدا کنم، در همان شلوغی و خستگی، بعد از سلام و احوالپرسی سر صحبت را باز کردم و البتّه با مناسبت، چند تا روایت خواندم. دیدم ایشان بلافاصله کیفش را زمین گذاشت و باز کرد و قلم و کاغذ درآورد و گفت: اینها را بگو تا من یادداشت کنم. با خود گفتم: خدایا ! این یکی دو حدیث، در این حال چه کاری میکند؟ اگر ما کتب حدیثی را درست تدوین و عرضه کنیم، حتّی روشنفکران سطح بالا رغبت میکنند و میخوانند.
در واقع استاد، با آراستگی ظاهر الحیاه ، در پی تحولی در حوزۀ کتابهای مذهبی بودند، تا با نشر الحیاه بتوانند این تحوّل را ایجاد کنند، از این رو میفرمایند:
برای این که -انشاء الله- یک تحوّل هندسه ای و ساختاری در کتابهای مذهبی بوجود آید، دست به تدوین و نشر الحیاه به شکل فعلی زدیم؛ چون در روایت دارد که قرآن را با صوت حسن بخوانید. و در روایتی از امام باقر ” ع ” آمده است که روایات ما را با خط خوب بنویسید. این خود نشان دهندۀ توجّه ائمّه به حُسن عرضۀ این مطالب است. و ما با توجّه به این جهات، الحیاه را عرضه کردیم.

حفظ چارچوبۀ اسلام
نکته دیگری که همراه با جزئیات و جوانب بیشتری، استاد در تألیف الحیاه بدان توجّه کرده و آن را بیان داشتهاند، به بعد از انقلاب و مشکلات آن بر میگردد، که در واقع بُعد فراموش شدۀ آن ایّام است؛ زیرا همۀ دلسوزان و علاقهمندان به انقلاب درگیر کارهای آن دوران بودند و کسی به این اندیشه نرفته بود که یکی از عمدهترین مشکلات آیندۀ این مرز و بوم، مشکلات اندیشهای و مبانی فکری خواهد بود. مؤلّفان الحیاه، با این توجّه خاص و بینش عمیق و دورنگرانه به تألیف الحیاه همّت گماشتند، و ایشان در این باره میفرمایند:
امّا بعد از انقلاب، دیدیم که از اسلامیات انقلابی، متنی و اصلی در دست نیست، و همه گرفتار سر و سامان دادن به اوضاع و احوال پیش آمدۀ پس از انقلاب هستند. عدهای که اهل فضلند و ذوق، غالبشان در مشاغلند. عدّهای هم که مخالفند. خلاصه، اصل مکتب و میراث اسلامی، متولّی ندارد. و از طرفی ترسیدیم آقایان و بزرگان به دلیل دشمنی ها، دوستیها، مسائل جنگ، مخالفان، نفوذی ها، سرمایه داران و… -که دنبال فرصت هستند- نتوانند آن اسلامِ مردمی را -که ” لیقومَ الناسُ بالقسط ” باشد- نشان دهند. گفتیم ما بنشینیم و با اخوان -حداقل- حقایق قرآنی و اوصیایی را در کتابی ثبت کنیم و بدست بدهیم، که اسلام اینست و چارچوبۀ آن مستنداً در این کتابها بیان شده است. و این که، از اسلام -به خودی خود- انقلاب هم در میآید و اسلام، دینی انقلابی است.
بدین سان هدف از تألیف الحیاه ، در مرحلۀ اوّل، اندیشه عرضه یک اسلام انقلابی، مستند به اصیلترین متن اسلام که قرآن و حدیث باشد ( به نص حدیث ثَقَلین و نصّ آیۀ ” فَاسئَلوا اهلَ الذِّکر ” ) بود.

انطباق با زمان
یکی دیگر از نکاتی که در تألیف الحیاه مؤثر بوده است و از مبانی فکری آن به حساب میآید، نشر کتابی از متن دین ( یعنی قرآن و حدیث ) ، و در عین حال منطبق با زمان و قابل عرضه به انسانهای امروزین بوده است. استاد در این زمینه میفرمایند:
مسئله دیگری که ما توجّه داشتیم، این بود که چگونه مطالب را جمع آوری کنیم که درخور نیازهای فکری و شناختی و تربیتی انسان معاصر باشد، انسانی که پایش به آمریکا، کانادا، فرانسه، آلمان و… باز شده و بین تهران و این کشورها در رفت و آمد است. ما در واقع خواستیم تألیفی عرضه کنیم که انطباق با زمان و نیازهای زمان داشته باشد، و انسان معاصر- و انسان آینده- را مخاطب قرار دهد.
این اندیشه، نه تنها در جمع آوری مطالب الحیاه مؤثر بوده و با مبانی فکری بلندی تدوین شده، که خاص استاد و برادران ایشان است، بلکه در تنظیم ظاهری الحیاه نیز تأثیر بسیار شگرفی داشته که در برخی مقالات این فصلنامه به آنها اشارت رفته است؛ زیرا استاد معتقدند، گویا کردن مطالب و فهم آنها باید مورد توجّه باشد.

عرضۀ نوین
چنانکه پیش از این اشاره کردیم یکی از دلواپسیهای استاد، نوع عرضه دین و مطالب دینی بوده است. چه بسا آیات و روایاتی که در جای خود بیان نشده و یا با برداشتی نادرست و با چینشی نامناسب عرضه گشته؛ و چه بسا کسانی را به دین و مذهب، بدبین یا بیعلاقه کرده است. از این رو استاد در الحیاه تلاش کردهاند که با اندیشه و فکر فراوان- که گاه ساعتها و روزها دلمشغولی استاد بوده است- به بهترین نحو بتوانند آیات و روایات را گزینش کنند و به طالبان آن عرضه نمایند:
من گاهی میشد که یک ماه و کمتر یا بیشتر، هیچ کار قلمی نمیکردم، دائماً قدم میزدم و اینها را در ذهنم وارسی میکردم که مثلاً آن باب که در آن جا آمده جایش هست یا نه؟ آن فصل چگونه است؟ زیرا یک رسالت حسّاس، بعد از چهارده قرن، بر دوش ماست. از یک طرف تشیّع صفویه، و از طرف دیگر تجدّد جدید، و بَعد مشروطیّت، و حالا انقلاب اسلامی که ادّعای ” نه شرقی و نه غربی ” دارد، و هر مدّعی انقلابی را نفی کرده: مائو، لنین، عبدالنّاصر و… و بعد از این همه شهید، و نگاه همۀ عالم به ایران که اینها حرف حسابشان چیست؟، دینشان چیست؟ مذهب و مسلکشان چیست؟ لذا باید کلمات امام صادق ” ع ” و امام باقر ” ع ” را به گونهای عرضه کرد که با ذهنیّت امروز مردم و زمان، سازگار باشد. البتّه این، یکی از توفیقات الهی بود.
بدینسان است که ” الحیاه ” ، با تدوینی شایسته و قابل قبول به نسل امروزین عرضه میشود. کتابی که با پشتوانۀ اندیشهای سترگ همراه است، و چنین است که تدوین آن در طول بیش از بیست سال به انجام میرسد.

تحوّل تألیفی در حوزه
نکتۀ دیگری که مؤلّفان الحیاه بدان توجّه داشتهاند، تألیفات حوزۀ دین به ویژه حوزویان بوده است. اینان به هیچ وجه تألیفات این گونهای را شایستۀ نشر دینی نمیدانند، و اغلب این تألیفات را نه تنها مایۀ تبلیغ دین نمیدانند، که باعث دین زدگی و فرار از دین و مطالب دینی بر میشمارند.
مؤلّفان ارجمند ” الحیاه ” ، بر این باورند که اگر تحوّلی در تألیفات حوزۀ دین ( بویژه آنچه به نام حوزه و حوزویان منتشر میشود، که از اساس دین یعنی کتاب و سنّت سرچشمه گرفته است ) وارد شود، اقبال به دین بیشتر و بیشتر خواهد شد، چنان که اکنون در برخی از تألیفات حوزۀ دینی شاهد آن هستیم؛ زیرا عرضۀ علم دین، همچون سایر علوم، اگر با زمان به پیش نرود تأثیر بایستۀ خود را نخواهد داشت. از این رو استاد میفرمایند:
ما دیدیم یکی از کارهایی که باید در حوزه انجام بگیرد، تحولِ تألیفی در حوزه است. زیرا ما الآن مؤلّفان و نویسندگانی داریم که مادّهاش را دارند و اهل فضل هستند، ولیکن صورت عرضه را بلد نیستند. چرا که ما با طلاب جوان سر و کار داریم و الّا بزرگان که به قول یکی از طلبه ها، نطفۀ فکری شان بسته شده و دیگر امید تحولی در اندیشه و دید آنان نیست.
بنابراین، وقتی فضل و علم وجود دارد، و آشنایی با مکتب اسلام و سایر مکاتب در اهل فضل هست، حیف است که اینها درست عرضه نشود، و به دست برخی از ناشران جلاّد و پولدوست بیفتد و با بیسلیقگی تمام عرضه شود.
بر این مبنا، نشر الحیاه که بُن مایۀ آن، کتاب و سنّت است، با عرضۀ خود در پی تحولی بنیادین بوده، که اتفاقاً چنین شده است.
مؤلّفان الحیاه ، هم با ” نواندیشی ” و ” زمان اندیشی ” ، همراه با پایبندی به سنّت، توانستند تألیفی ماندگار از قرآن و سنّت با توجّه به زمان عرضه کنند، و همگام با پیشرفتهای علمی دیگر گام به پیش نهند.

فهم عقلانی آیات و روایات
تدبّر، تفکّر، تعقّل، تأمّل، اندیشیدن، خرد ورزیدن، تفقّه، اجتهاد و… واژههایی است که بارها در آیات و روایات ما به کار رفته، و با عنایتی خاص به آنها نگریسته شده، و پیروان مکتب را به آنها فراخوانده است؛ زیرا زندگی در پرتو این واژهها و حقیقت بخشیدن به آنهاست که معنی دار و هدفمند میگردد.
انسان است و اندیشه و فکر. انسان است و عقل و خرد؛ و تلاش در راه فهم دین و نگاه عقلانی به اساس دین، یعنی کتاب و سنّت، دعوتی است: قرآنی، نبوی و علوی:
لَقد أَنزلـنا إلیکُم کتاباً فیه ذکْرُکم أفلا تَعقِلون.
-کتابی بر شما فرو فرستادیم که در آن یادکرد شما است، چرا خرد خود را بکار نمیاندازید؟ !
کَذلِک یُبَیِّنُ اللهُ لَکمُ الآیاتِ، لَعلَّکم تَتَفَکَّرون.
-خدا آیات خویش را بدین سان برای شما بیان میکند، تا مگر فکر کنید.
اَفَلا یَتَدَبَّرونَ القرآنَ أَم علی قُلوبٍ اَقفالُها.
-آیا در قرآن تدبّر نمیکنند، یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است؟
کتاب أنزلناه الیکَ مُبارک لِیَدَّبَّروا آیاتهِ و لِیَتَذَکَّر اُولوا الاَلباب.
-کتابی فرخنده بر تو فرو فرستادیم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان از آن پند گیرند.
امام صادق ” ع ” نیز در دعای هنگام ” قرائت قرآن ” میفرمایند:…
اللّهم اِنّی نَشَرتُ عَهدَک و کِتابَک، اللّهمَّ فَاجعل نَظَری فیه عِبادهً، و قرائتی تفکُّراً و فکری اعتباراً… و لا تَجـعَل قِرائتی قرائهً لا تَدبُّرَ فیها، بل اجعلْنی أَتَدَبَّرُ آیاتهِ و اَحکامَه، آخِذاً بِشَرائعِ دینِک، و لا تَجـعل نَظَری فیه غَفلهً و لا قرائتی هَزرمه .
-خدایا ! پیمان نامه و کتابت را گشودم. خدایا ! نگریستن مرا در آن عبادت قرار ده، و خواندنم را اندیشیدن، و اندیشیدنم را مایۀ عبرت… و خواندنم را خواندنی بی تدبّر قرار مده؛ بلکه چنان کن که در آیات و احکام آن تدبّر کنم و دستورات دین تو را از آن به دست آورم؛ نگریستن مرا در آن توأم با غفلت و خواندنم را خواندنی تند و شتابزده مگردان.
حضرت سیّد السّاجدین، امام زین العابدین ” ع ” دربارۀ قرآن میفرمایند:
آیاتُ القرآن خزائنه، فکلّما فَتَحتَ خِزانَهً یَنبغی لکَ أن تنظُرَ ما فیها.
-آیات قرآن گنجینههایی است؛ پس هر گاه گنجینهای را باز میکنی، باید بنگری که در آن چه نهفته است.
با این نگاه و تأمّل پژوهشمندانه، استاد میفرمایند:
یکی از کارهایی که ما در الحیاه کردهایم، سنجش در آیات و روایات است، و نه صرفاً تعبد که این مضمون هر چه هست، آورده شود. کاری که البتّه مجتهدین ما در فقه میکنند. و کاری که در مورد عقاید، همه میگویند که باید اجتهادی باشد، نه تقلیدی، گرچه این امر با اجتهاد در فقه بسیار متفاوت است.
ما در آیات و روایاتی که در الحیاه نقل کردیم، هم اجتهاد کردیم، هم کوشش فکری کردیم و هم کوشش عقلانی. البتّه حوزههای مفهومی و مرادی آیات و روایات را کاملاً حفظ کردیم.
استاد حکیمی، در بخش دیگری از گفت و گو دربارۀ الحیاه میفرمایند:
یکی دیگر از جهاتی که در الحیاه رعایت شده، عقلانیّت عام است که قرآن و روایات به آن دعوتمان کرده است نه عقلانیّت خاص؛ یعنی ما با دیدگاه هیچ فلسفهای سراغ آیات و روایات نرفتیم، حتّی فلسفههای اقتصادی، زیرا نیازی به آنها نداشتیم. قرآن کریم در همۀ جهات مستکفی بالذات است.

آیات و روایات کلیدی و غیر کلیدی
بنیان کتاب ارزشمند الحیاه بر قرآن است؛ و کتاب الهی در طول ۲۳ سال، به تدریج بر قلب مبارک پیامبر اکرم ” ص ” – به مناسبتهای مختلف که از آن به شأن نزول یاد میکنند- نازل شده است. در میان آیات قرآن، آیات احکام، روابط اجتماعی، اقتصادی، قصههای پیشینیان، دعا و نیایش و معارف عالی و بیمانند توحیدی و… وجود دارد، لیکن برخی از آیات به جهات مختلف، از یک برجستگی خاصی برخوردار است، و به اصطلاح از ” غُرر آیات ” است که به مسائل عمده و کلیدی پرداخته است، و در واقع، بیانکنندۀ حقیقت مکتب و نشان دهندۀ آرمانهای اصلی مکتب و کتاب است.
استاد حکیمی، از این آیات به عنوان ” آیات کلیدی ” یاد میکنند، و در الحیاه توجّه خاصی به این آیات شده است. زیرا حیات انسانی- اسلامی را در گرو توجّه به این آیات میدانند، و این آیات را گره گشای حلّ مشکلات بی شمار بشریّت. استاد در این زمینه میفرمایند:
مسئلۀ دیگری که در فهم قرآن مهم است -چنان که قدما به ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و… توجّه داشتند و شاید بشود این نکته را هم در بین آنها به نحوی پیدا کرد- توجّه به آیات کلیدی و پیدا کردن آنهاست. مثلاً فرض کنید آیۀ: ” تَبّت یَدَا أبِی لَهَبٍ وَ تَبّ ” با آیۀ ” لِیَقوُمَ النّاسُ بِالقِسط ” تفاوت بسیار دارد؛ زیرا این آیه، امّهات رسالت قرآنی و مرادات قرآنی و جهت گیریهای قرآنی را میرساند.
مؤلّفان الحیاه با همین نگاه به سراغ روایات رفتهاند و در واقع در روایات هم به بخشی که جنبۀ کلیدی دارد، توجّه ویژه نموده و آنها را گزینش کردهاند. روایاتی که برخی از آنها محکمات تعالیم اوصیایی، و نشان دهندۀ نگاه ائمّه ( که رهبران راستین و تبیین کنندگان حیات محمّدی و علوی هستند ) میباشد.
استاد میفرمایند:
یکی از کارهایی که محقّق قرآن و حدیث، علماً، عقلاً، شرعاً و وجداناً مکلّف است انجام دهد، ولو زحمت دارد، مطالعه میخواهد، استاد دیدن میخواهد، سؤال کردن میخواهد، اینست که وقتی اظهارنظری میکند و به مطلبی از آیات و روایات میرسد، حداقل جمع قابل قبولی بین آیات و روایات کلیدی و غیر کلیدی بکند، و در بیان احکام دین، اهداف دین را هم درنظر بگیرد.
به هر حال یکی از راههای وصول به حقایق و معارف قرآنی و اهل بیت ” ع ” که ما در الحیاه سعی کردیم این راه را طی کنیم، به دست آوردن آیات و روایات کلیدی است. تکلیف دینی و وجدان علمی هم اقتضا میکند که ما مرادات اصلی را بدست بیاوریم.
توجّه به نکتهها
با تأملی در کتاب الحیاه و شیوۀ تدوین و تنظیم آن، به روشنی در مییابیم که نکات بسیاری از نظر ظاهری و محتوایی بر این کتاب حاکم است، که با دقّت و تأمّل میتوان به آنها رسید.
این نکات به قدری با اهمیّت و مهم است که جای دارد اندیشمندانی، با تأمّلِ در خور، از ابتدا تا انتهای الحیاه را به کاوش بنشینند و تک تک آنها را به صورت برجسته در مجموعهای فراهم آورند و به طالبان آن عرضه نمایند.
استاد حکیمی، در توضیح این نکته میفرمایند:
یکی از مسائلی که ما بدان توجّه جدّی داشتیم، عدم غفلت از انواع نکتههای تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فردی و… بوده است، که در آیات و روایات هم فراوان است، و من بارها عرض کردهام که طلبهها باید ادبیاتشان خوب باشد، تا ظرایف و القائات جنبی زبان عربی را بفهمند. مثلاً در داستان گردنبند و عاریه گرفتن آن از بیت المال توسّط جناب امّکلثوم که همه بازگو میکنند، و این که ابو رافع خودش از حقوق خود، ضمانت کرده که گم نشود، چون خود جناب امّکلثوم چیزی نداشتند که به ضمانت بسپارند؛ ولی پشت سر آن مطلبی دارد که مورد غفلت واقع شده و آن گفت و گو و درگیریی است که بین علی ” ع ” و ابن ابی رافع شده است، که ام کلثوم آمدند جلو، تا به گونهای آن را ترمیم کنند، که من درخواست کردم و چنین و چنان. حضرت بر میگردند و خطاب به دخترشان میفرمایند: ” أَکُلُّ نِساء المهاجرین تَتَزَیَّنُ فی هذا العید بمِثل هذا ” ( آیا همۀ زنان مهاجرین، در چنین عیدی، با این گونه گردنبندی، خود را میآرایند ) .
این، اصلی ابدی در تاریخ مدیریت انسانی و در تاریخ حاکمیّت قرآنی است، و تحت عنوان مساوات، مانند خورشید میدرخشد. حضرت، افق دید را میبرند تا ابدیّت و همۀ انسانها؛ که آیا فلان دختر در گوشۀ کوفه این را دارد که تو به نام دختر علی، حقِّ داشتنِ آن را داشته باشی؟
با این نگرش به الحیاه ، میتوان دهها نکته تربیتی، سیاسی، اجتماعی، فردی، اقتصادی، جامعهسازی، سلوکی، تألّهی و… را نشان داد و آنها را با زیباترین نقش و نگارها به صورت تابلوهایی ارزشمند آماده کرد، و بر ستیغ قلّههای فرهنگ و دانش بشریت نصب نمود، تا همۀ مدافعان انسانیت و مدّعیان رستگاری بدانند که امامان آل محمّد، و بنیادهای مکتب علوی تا چه افقهایی را دیدهاند و برای سرتاسر بشریّت سخن گفتهاند:
النبی ” ص ” : اِنّ اللهَ جَعَلَ اَرزاقَ الفُقراء فی اَموالِ الأَغنیاء، فَاِن جاعوُا و عَرُوا، فَبِذَنـب الأغنیاء.
-خداوند روزی بینوایان و کمبودداران را در اموال و دارایی ثروتمندان قرار داده است؛ پس اگر اینان گرسنه و برهنه ماندند، در اثر گناه ثروتمندان است.
الامام موسی بن جعفر ” ع ” : لو عُدِلَ فی النّاس لَـاôستَغنَوا.
-اگر عدالت اجتماعی برقرار شده بود، همۀ مردم بی نیاز شده بودند.
الامام علی ” ع ” : العدلُ حَیاهُä الاحکام.
-عدل مایۀ زنده ماندن احکام است.

انسانیّات اهل بیت ” ع ”
اندیشۀ دیگری که مؤلّفان الحیاه را به تدوین کتابی برگرفته از آیات و روایات دربارۀ زندگی ” انسانی- الهی ” کشیده است، نگاه آنان به کلمات اهل بیت است. زیرا در سالهایی دور، استاد حکیمی، در این اندیشه رفته بودند که ” دایره المعارف انسان ” را از محتوای دین تألیف کنند، و با این دید هزاران کتاب را به مطالعه نشستند، که در نتیجه با نگاهی اینچنینی وارد دریای ناپیدا کرانۀ آیات و روایات شدند، و مصمم گشتند که از این منظر به آیات و روایات نگاه کنند؛ لذا در الحیاه نیز مقدار زیادی این دیدگاه را نشان دادهاند که اهل بیت ” ع ” چگونه به انسان و انسانیّات مینگرند، و اساساً انسان از چه جایگاهی در این مکتب برخوردار است؛ مکتبی که داعیۀ انسانسازی و قلّه آفرینی در جامعهپردازی دارد. از این رو استاد میفرمایند:
من در جوانی در مشهد که بودم به فکر افتادم که یک ” دایره المعارف انسان ” بنویسم. زیرا خیلی از روشنفکران غیر مذهبی، یا بی تفاوت، دم از انسان و انسانیّت میزدند. من دیدم هیچ کس از خودِ دین، بیشتر دَم از انسان و انسانیّت نزده است؛ از این رو به این فکر افتادم ( فکری که ظاهرش روشنفکرانه است ) ، که از همۀ صاحب نظران عالم هم نقل کنم ( از قدیم، جدید، غرب و شرق ) ، ولی باطناً میخواستم با نقل اقوال آنها، اهمیّت و برجستگی غیر قابل قیاس سخنان اهل بیت را بنمایانم. سخنانی که به این جامعیّت، هیچ کدام از متفکّران نگفتهاند و عقلشان به آنها نرسیده است. در نظر بود این طرح دارای چهار هزار مسئله بشود و تمام کتابهای کتابخانۀ مدرسه نواب و ۶۰۰۰ جلد از کتابهای ” کتابخانۀ فرهنگ ” مشهد را مطالعه یا مرور کردم، و بسیاری از کتابخانههای خصوصی، و مقداری از کتابهای کتابخانۀ مبارکۀ آستانۀ حضرت امام ابوالحسن الرضا ” ع ” .
ولی بعد به تهران آمدم و آن طرح به هم ریخت؛ لیکن مقدار زیادی از آنها را در الحیاه اِعمال کردیم و نشان دادیم که اهل بیت ” ع ” دربارۀ انسان سخنانی دارند که در تاریخ متفکّران و ملل و مذاهب عالم، حتّی در رنسانس و بلکه اومانیستهای غرب، ابداً نظیر ندارد. مثلاً امام علی ” ع ” میفرمایند: ” قاضی حق ندارد در دادگاه بلند حرف بزند. ” یا امام صادق ” ع ” میفرمایند: ” فقیر را در بار اوّل که مراجعه کرد غنی کنید تا دوباره محتاج به سؤال نشود ” ؛ زیرا جامعۀ اسلامی باید دارای بنیان مرصوص باشد و شخصیت افراد نیز حفظ شود: ” و لِلهِ العزّهُ و لرسولِه و للمؤمنین… ” . انسان آیۀ خداست. انسانها همه مثل تابلوی کمال الملک هستند برای کمال الملک. مثل غزلهای دیوان حافظند برای حافظ. ارسطو در کتاب ” سیاست ” میگوید: بردگی و بردگان برای جامعه و رفاه طبقات بالا لازمند، و امیرالمؤمنین ” ع ” میفرماید: ” و لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً تو را چه به قبول بردگی، خدا تو را آزاد آفریده است ” .
“ ä½I@Ã@d²H ” ، کتابی جهانی
از منظر مؤلّفان الحیاه ، نگاهی که دین اسلام و ائمّه ” ع ” به انسان دارند یک نگاه جهانی و فراگیر است. دین اسلام برای همه زمانها و مکانها، برای همه اعصار و قرون آمده، و در میان مضامین دینی نگاهی جهانی در نظر گرفته شده است. زیرا منشأ گرفته از وحی الهی و بالاترین عقول بشری است و با سیطره بر انسان و خلقت او و تمامی خصوصیات و خلقیات و روحیّات بشر سخن گفتهاند.
رهبران راستین اسلام، بلندترین مضامین انسانی- الهی را که سرچشمه گرفته از وحی است به زبان آوردند، و برای سعادت انسانِ آن روز، امروز و فردا بیان کردهاند. مؤلّفان، با این نگاه به سراغ آیات و روایات رفتهاند، و الحیاه را حیات بخشیدهاند. ایشان میفرمایند:
ما در الحیاه برای عرضۀ آیات و روایات، بالاترین عقول بشری از متفکّران عالم را در نظر گرفتیم، از این رو- به نظر خودمان- الحیاه را یک کتاب جهانی تلقّی میکنیم. برای این که هر متفکری با مضامین آیات و روایات این کتاب آشنا شود، در برابر آن خاضع میشود. به عنوان نمونه، در سالهای اوّل پیروزی انقلاب، هیأتی از ایران برای شرکت در سمینار حقوقی به مالزی رفتند که ریاست آن را، حقوقدان برجسته و سالخورده ای از بلژیک بر عهده داشت. سخنرانی از ایران نیز در آن سمینار، سخنرانی میکند. روز آخر، رئیس سمینار نزد این سخنران ایرانی آمده، و میگوید: آن جملهای که از صادق نقل کردید چه بود، و صادق کیست؟ میخواهم آن جمله را ببرم بلژیک و ترجمه کنم و بدهم و با خط خوش بنویسند و در تالار بزرگ قضایی بلژیک نصب کنم.
از این رو است که از امام علی بن موسی الرضا ” ع ” نقل شده است که فرمود:
“ رَحِمَ اللهُ عبداً أَحیا أَمَرنا… و کیف یُحیی أمْرَکم؟ قال: یَتَعلّمُ عُلومَنا و یُعلِّمها النّاسَ؛ فاِنَّ النّاسَ لو عَلِموا مَحاسِنَ کلامِنا لَاتَّبعونا ”
” محاسن ” در عربی، جمع، ” حُسن ” است، و در این حدیث شریف، مفهوم تقسیم ندارد؛ یعنی اگر مردم بدانند ما چه حرفهای خوبی داریم، زور و شمشیر نمیخواهد، خودشان دنبال ما میآیند.
و الحیاه ، به دنبال زنده کردن و حیات بخشیدن معارف الهی، برخاسته و به گونهای ابتکاری و بدیع، معارف دین را عرضه کرده و محاسن کلام ائمّه را باز گشوده، و به جهانیان عرضه داشته است.
ابتکارات الحیاه
علاوه بر آنچه تاکنون دربارۀ محتوای الحیاه گفته شد -که بسیاری از آنها منحصر به فرد است و قبل از الحیاه و حتّی بعد از آن کسی بدین گونه به معارف دین نپرداخته و زوایای ناگشودۀ آنها را نگشوده است- یکی دیگر از ابتکارات الحیاه جمعبندیهای آخر برخی از فصلهاست که علاوه بر ” نَظـرهä الی الباب ” ( نگاهی به سراسر باب ) ، با عنوان ” اِلفاتُ نظر ” و در فارسی ” بنگرید ” ، آمده است. در این باره استاد میفرمایند:
تاکنون سابقۀ اینگونه جمعبندی و اینگونه تیترگذاری نداشتیم، و این ابتکاری است در تألیفات مذهبی، با عنوان: نظره الی الباب و الفاتُ نظر و…، البتّه اینها کار ما نیست و امید است که از سائق توفیق باشد.
و هر جا که در فصل، مطلبی بوده که طولانیتر میشده، آن را در آخر باب، زیر عنوان یاد شده آوردیم. و هر چه کوتاهتر و توضیح مانند بوده، در همان متن خلاصهای آوردیم، بعنوان ” بنگرید ” .
در این مطالب انتهای فصل که گاهی صفحاتی را به خود اختصاص داده است، مطالب بسیار سودمندی را یادآور شدهاند که بر مبانی اندیشهای عمیق استوار است. در واقع خلاصه و جان کلام، در آنها تبیین شده است. و به قول ایشان:
هرگاه سخن- به طور خالص و نا آمیخته با التقاط- از قرآن و تعالیم معصوم گفته شود، بطبع از رشحات جبرئیلی و عرشی خواهد بود، چرا که معتقدیم اگر پیامبر شخصاً نزد خداوند آن محبوبیّتی که باید، نداشت، ما نه قرآن داشتیم، نه علی داشتیم، نه فاطمه داشتیم و نه هیچ. این محبوبیّت پیامبر نزد خداوند، و قرب حضرت و استعداد قلب محمّدی بود که قرآن توانست نازل شود. در حالی که میبینید یک تجلّی به موسی ” ع ” شد، حضرت موسی طاقت نیاورد. از آن طرف هر آیۀ قرآن یک تجلّی است؛ بلکه هر کلمه و هر حرفش تجلّی است، که پیامبر را منقلب میکرد و رنگ حضرت، سرخ میشد. امّا قدرت تلقّی در حدّ کمال بود.
اینها را میگویم که مؤلّفان کتب مذهبی فکری بکنند و بروند سراغ مأخذ اصلی و بدانند که طرف خداست، امام معصوم است، و این نوع کارها به لحاظ منسوب بودن به خدا و پیامبر و ائمّه باید با دقّت و توجّه زیادتری تدوین گردد.

سیری گذرا
با نگاهی به مجموعه دائره المعارف شش جلدی الحیاه ، از این منظر که مؤلّفان الحیاه علاوه بر جمع آوری هدفمند آیات و روایات و نشان دادن خط فکری و اصول بنیادی اسلام و معارف آفتابگون آن- چنان که پیشتر یادآور شدیم- در انتهای فصلهای مختلف، نکات بسیار مفیدی را بازگو کردهاند، که حکایت از خط فکری حاکم بر الحیاه دارد، و گاه شناخت برخی ابواب، بدون توجّه به آنها تقریباً ناممکن مینماید. و این همه، جدای از مـقـدّمــۀ دراز دامن ابتدای جلد اوّل، ( با عنوان سرآغازِ ترجمه فارسی ) ، و مقدّمۀ پر نکتۀ متن عربی ( ج اوّل ) ، و مقدّمۀ بسیار جهت دهنده متن عربی در جلد سوم، که به فارسی هم آمده است، میباشد، و علاوه بر پنجاه تنبیه ( در آخر جلد ششم ) روشنی آفرین و بیان کنندۀ خطوط معارف محمّدی و علوی است.
اینک و در خاتمۀ این مقال سیری گذرا خواهیم داشت بر دائره المعارف شش جلدی الحیاه :
سرآغاز ترجمۀ فارسی ( ص ۱۵- ۳۶ ) ، شامل: تعریف، محتوی، انگاره و شمول، دین و ذهنیّتها، مرزبانی، تکلیف بزرگ، نتایج، جریانهای کتاب، ترجمۀ حاضر و نکتههایی چند…، که در ذیل هر عنوان، نکات سودمندی را یادآور شدهاند.
مـقـدّمـه ( ص ۳۹- ۵۵ ) ، در این مقدّمه پس از بیان مطالبی، آورده اند:
در این چند سطر که به عنوان دیباچه به خوانندگان تقدیم میشود، برای ما امکان آن نیست که از این خلاصه نویسی تجاوز کنیم. چیزی که هست، همین اشاره ممکن است خردها و اندیشهها را بر انگیزد، تا با عزمی جزم به بازشناسیِ عملیِ این آموزشها به صورتی که در زیر مجسم میکنیم بپردازند. ( ص ۴۵ )
و در ادامه به نکاتی چند از جمله: شناخت مکتب دین، شناخت نظامهای ستمگر، و شناخت نظامهای اندیشهای اشاره میکنند، تا آنجا که مسائل ضروری دیگری را در بیست بند به تفصیل یادآور میشوند، که مطالعۀ این مقدّمه و آن سرآغاز، در فهم اندیشۀ حاکم بر کتاب و فهم مجموعۀ الحیاه بسیار سودمند است و راه گشا.
باب اول: الحیاه در پی این مـقـدّمــۀ بلند با عنوان ” شناخت و اصالت آن ” آغاز میشود، و در پنجاه فصل اصلی و سی فصل فرعی سامان مییابد.
در انتهای این باب، نخستین ” نگاهی به سراسر باب ” چهره میگشاید، و این بعد از برخی تذکّرات از جمله ” هشداری مهم ” است، که دربارۀ ” تعقل قرآنی ” ( ص ۲۳۳ و ۲۳۴ ) یادآور شده است.
نگاهی به سراسر باب ( ص ۳۴۱- ۳۸۱ ) : در این چهل صفحه بعد از توضیحی دربارۀ این عنوان که در پایان هر باب آمده، و اشارهای در این باره که: ” آنچه در فصلها و بابهای کتاب آمده است، نظر علمی اسلام را دربارۀ انسان و جهان منعکس میکند و… ” ، سی مطلب مهم مذکور در باب اوّل را تحت عناوین ذیل یادآور میشوند:
باب نخست: شناخت: ۱-شناخت، اهمیّت و اصالت آن؛ ۲- طلب علم؛
۳- فعّال سازی عقل و اهمیّت به کار بستن آن؛ ۴- اندیشیدن و اهمیّت آن؛
۵- رهنمونی به خود یادآوری؛ ۶- ناآگاهی و نادانی؛ ۷- فهم و دریافت دین؛
۸- لزوم همگانی شدن شناخت؛ ۹- بینشها و دانشهای سودمند؛
۱۰- محدودیت شناختهای انسانی؛ ۱۱- شناخت، چگونگی و درجات آن؛
۱۲- روش به دست آوردن شناخت و علم؛ ۱۳- سرچشمۀ درست شناخت؛
۱۴- شناخت و ریشههای عاطفی آن؛ ۱۵- شناخت و مراحل آن و اوج گاههای آن؛
۱۶- شناخت تکامل یافته و نمودارهای آن؛ ۱۷- شناخت تجربی؛ ۱۸- پیوستگی شناخت و ایمان؛ ۱۹- پیوستگی شناخت و عمل؛ ۲۰- ارزیابی عمل با شناخت؛
۲۱- راهها و روشهای نشر اندیشه و شناخت؛ ۲۲- شناخت نفس ( خودشناسی ) ؛
۲۳- شناخت خدا ( خداشناسی ) ؛ ۲۴- شناخت بلا و گرفتاری و تأثیر آن در تکامل انسان؛ ۲۵- شناخت زمان؛ ۲۶- شناخت قوانین تاریخ و نتایج این شناخت؛ ۲۷- شناخت نقطۀ شروع؛ ۲۸- آمادهسازی افکار برای مراحل شناخت؛
۲۹- آزاد اندیشی و نظرخواهی؛ ۳۰- موانع شناخت و از میان بردن آنها.

باب دوم: عقیده و ایمان: که در پنج فصل سامان یافته است و در خاتمه از ص ۴۴۸ تا ۴۵۸، با عنوان نگاهی به سراسر باب، هشت موضوع را مطرح کردهاند:
۱- ایمان عقیده است و عمل؛ ۲- عقیدۀ توحید؛ ۳- نقش ایمان در جهت گیری اجتماعی؛ ۴- ایمان به حکومت خدا و طرد طاغوت؛ ۵- همکاری تکاملی فرد و اجتماع؛ ۶- موجودیّت اجتماعی مؤمن؛ ۷- موضع بانی دینی و پرورش اجتماعی؛ ۸- حج و اثر آن در تکامل اجتماعی.
باب سوم: عمل: دارای بیست و هفت فصل میباشد و در پایان از ص ۵۸۹ تا ۵۹۵، نگاهی به سراسر باب آمده و در آن پانزده موضوع بیان شده است:
۱- اصالت و اهمّیّت عمل؛  ۲- عمل، کیفیّت است نه کمیّت؛  ۳- راه میانگین ( مراعات حد وسط در کارها ) ؛ ۴- اقدام، ترس را از میان میبرد؛  ۵- خالص سازی عمل؛ ۶- مداومت دادن به عمل؛  ۷- عمل و کار، نه آرزو و پندار؛  ۸- عمل، راه شناخت؛ ۹- تبلیغ کرداری؛ ۱۰- انسان در گرو اعمال خویش است؛  ۱۱- عمل، مقیاس است؛  ۱۲- برخی از انگیزههای عمل؛ ۱۳- تدبیر در مقدّمات و ارزیابی نتایج؛ ۱۴- بهرهگیری درست از نیروها و توانهای انسانی؛ ۱۵- پیدا کردن راه کار.
باب چهارم: امتیازهای جهانبینی الهی: با بیست و دو فصل. در این باب علاوه بر نگاهی به سراسر باب که در آخر باب آمده، در چند جای آن به مناسبت، نکات بلندی را با عنوان ” بنگرید ” یادآور شدهاند. و در نگاهی به سراسر باب ( ص ۷۶۳- ۷۷۴ ) ، پانزده مطلب را تبیین کردهاند:
۱- آرامش روحی و سیراب کردن عطش وجدانی؛ ۲- همبستگی انسان و جهان؛ ۳- هدفداری جهان و انسان؛ ۴- نگرش مثبت نه منفی؛ ۵- دستورات دینی و تأثیر ژرف آن؛ ۶- منشأ الهی حقوق؛ ۷- پیوندهای ریشه ای میان انسان و قانون؛ ۸- از بین بردن سلطهها ( حاکمیتهای باطل و ظالم ) ؛ ۹- انسان، ماده و معنی؛ ۱۰- نیرومندی، عزت و پایداری؛ ۱۱- هماهنگی با کاینات در پذیرش قدرت الهی؛ ۱۲- انضباط در کارها؛ ۱۳- رهایی از نومیدی؛ ۱۴- راه بازگشت؛ ۱۵- اعتماد به جهان دیگر و نقش آن در تعالی آدمی.
بدینسان جلد اوّل، با یادآوری سه صفحهای به پایان میرسد.
باب پنجم: اصول کلی رسالت پیامبران: با چهارده فصل و چند تذکر مهم با عنوان ” بنگرید ” . نگاهی به سراسر باب ( ص ۹۶- ۹۹ ) با هشت عنوان:
۱- برپایی قسط و دادگری در میان مردم؛ ۲- عدالت اجتماعی؛ ۳- رهانیدن و آزاد کردن انسان؛ ۴- استواری در راه هدف؛ ۵- سازندگی معنوی و معیشتی؛ ۶- برابری و برادری میان افراد انسان؛ ۷- خاستگاه اجتماعی پیامبران؛ ۸- هموار کردن راههای اصلاح.
باب ششم: قرآن: با پنجاه فصل دربارۀ قرآن و معارف و جایگاه آن و تکمله و توضیحی ( ص ۲۶۴- ۲۷۵ ) دربارۀ تأویل و تفسیر به رأی، و در خاتمه ” نگاهی به سراسر باب ” ( ص ۲۹۶- ۲۹۸ ) .
باب هفتم: رهبران راستین و برخی از ویژگیهای ایشان: در پانزده فصل و یادکرد نکاتی سودمند در ” بنگرید ” ها، و در فصل پانزدهم با عنوان ” نمونههای عالی ” ، ده خصلت مهم و شاخص را برای رهبران راستین یادآور میشوند، و در نگاهی به سراسر باب در دو صفحه ( ۴۲۱- ۴۲۲ ) ، توضیحاتی دربارۀ برخی ویژگیها، با سه عنوان ذیل یاد میکنند:
۱- در راه انسان و سعادت او؛ ۲- زندگی ساده؛ ۳- حقوق مردم و پایداری برای تثبیت و نگاهداری آنها.

باب هشتم: عالمان: که در چهارده فصل تدوین یافته است، همراه با هشدار، فایده، توضیح و ملاحظاتِ بسیار دقیق و عالمانه و سودمند. نگاه دردمندانه و آشنای استاد به وضع حوزهها و عالمان، بر حساسیت این فصل افزوده است. و در ” نگاهی به سراسر باب ” در ۴۳ صفحه، که نشان از توجّه بالا و دقیق استاد دارد، و در ذیل ده عنوان و یک یادآوری، همراه با روایاتی، این موضوعات را عرضه داشته اند:
۱- مرجعیت، اساس و مسئولیتهای آن؛ ۲- مرجعیت و شایستگیهای لازم برای آن؛ ۳- مرجعیت و منافیات آن؛ ۴- فقیه کیست؟ ۵- حکمت بزرگداشت اسلام نسبت به علما و رجوع دادن اُمّت به آنان؛ ۶- بعضی از آنان نه همۀ ایشان؛ ۷- تصدّی مناصب دینی توسّط اشخاص نالایق و بعضی از محذورات آن؛ ۸- تکلیف دینی به هنگام تصدّی شخص نالایق؛ ۹- زعامت؛ ۱۰- ولایت فقیه یا حکومت اسلامی و شرایط آن.
باید یادآور شد که نگاشتن فصل مربوط به علمای سوء و علمای فاسد- که بر طبق آیات و روایات تنظیم شده است- در این روزگار اهمّیّت بسیار داشته و دارد؛ تا مردم، هر کسی را عالم دینی و ربّانی ندانند، و صدها عملکرد خلاف را به حساب دین نگذارند، و دنیا داریها را دینداری نپندارند…

باب نهم: ولایت و حکومت (فلسفۀ سیاسی): در ۱۴ فصل، که با یادآوری نکاتی در برخی از فصلها سامان یافته است. در نگاهی به سراسر باب ( ص ۶۷۴- ۶۸۲ ) مطالبی دربارۀ ولایت و امامت یادآور شدهاند و ” تنبیهی ” تنبّه آفرین دربارۀ مسئلۀ ” زعامت دینی ” آوردهاند. به این ” تنبیه ” باید بصورتی کاملاً جدّی توجّه شود.

باب دهم: حاکم اسلامی، تکالیف و مسئولیتهای او: با شش فصل، و نگاهی به سراسر باب در سه صفحه، و بیان پانزده واجب، که حاکم موظف به انجام آنهاست.
مؤلّفان، جلد سوم الحیاه را چنین آغاز میکنند:
به: سیّد موسی زرآبادی قزوینی ( م ۱۳۵۳ق ) ؛ میرزا مهدی اصفهانی ( خراسانی ) ( م ۱۳۶۵ق ) ؛ شیخ علیاکبر الهیان رامسری تنکابنی ( م ۱۳۸۰ق ) ؛ شیخ مجتبی قزوینی خراسانی ( م ۱۳۸۶ق ) .
و در صفحۀ بعد آوردهاند:
چنان درخور دیدیم که این چهار جلد ( جلد سوم تا ششم ) را، به چهار تن از عالمان بزرگ- در سدۀ چهاردهم اسلامی- تقدیم بداریم…
عالمان بزرگ ربّانی، و متألّهان سترگ قرآنی، و سَره سازانِ معارفِ وَحیانی، و پیرایندگان بنیادهای ” تعقّل قرآنی ” ، با تأکید بر مبانی ” مکتب تفکیک ” ( مکتب جداسازی حقایق آسمانی، از مفاهیم و اصطلاحات یونانی، اسکندرانی و هندی و گُنوسی و… ) ، در فهم حقایق شناختی و اعتقادی… بزرگانی که در راه ” جهان شناسیِ خالص قرآنی ” و استوارسازیِ آن در اذهان و اندیشهها کوشیدند، و سختیها را شجاعانه و با شکیبایی و پیگیری برتافتند.
و این متعقّلان ژرفکاو، و مربّیان تأثیرآفرین- با واسطه و بیواسطه- در رویکردِ مؤلّفان به جُستن هدایت و شناخت و علم، از دو سرچشمۀ الهی و یگانه و بی خدشۀ آنها ( قرآن و حدیث ) ، تأثیری بزرگ داشتهاند، و از این رو آنان را با کتاب ” الحیاه ” پیوندی است…
و ما از درگاه خداوند متعال مسئلت میکنیم که کسانی را که بر ما حقّی دارند، یا دربارۀ ما -در همۀ زندگی- نیکیی کردهاند، همه را هماره مشمول احسان بیکران خویش بگرداند…
سپس جلد سوم الحیاه با سرآغازی نسبتاً طولانی ( ص ۲۰- ۶۳ ) آغاز میشود، و در آن سی نکتۀ لازم را دربارۀ جلدهای بعدی یادآور میشوند، که همه دربارۀ مسائل اقتصادی و آنچه پیرامون آنست دور میزند. و بعد از چند دعا چنین به پایان میرسد:
و سلام بر آن کس که تنها به خاطر حق به خدمت حق بر میخیزد، و برای برپا داشتن قسط و عدل میکوشد.

باب یازدهم: مدخلی بر تحقیق در اقتصاد اسلامی (خطوط کلّی): در پنجاه فصل فخیم و دراز دامن به سامان رسیده، چنان که تنها این باب شامل دو جلد کامل الحیاه ( ۳ و ۴ ) و نیمی از جلد پنجم است. جلد سوم ۵۸۰ صفحه، جلد چهارم ۶۷۵ صفحه، و از جلد پنجم نیز ۳۷۸ صفحه.
مؤلّفان، در این چهار جلد به لحاظ نشان دادن تعالیم زنده و پرمایه انقلابی اسلام و قسط و عدل قرآنی، تقریباً در هر فصل، با ” نگاهی به سراسر فصل ” ، به بازگشایی حقایق ژرف و عمیق اقتصادی و مالی اسلام پرداختهاند. این همه، علاوه بر توضیحاتی است که در درون فصلها با عنوان ” بنگرید ” آمده است.
در اوّلین فصل از باب یازدهم، و در نخستین ” نگاهی به سراسر فصل ” آورده اند:
۱- چارچوب کلّی: از آیات و احادیث رسیده دربارۀ اموال و آنچه به آنها ارتباط پیدا میکند- و بسیاری از آنها در جای جایِ این دو باب [ باب ۱۱ و ۱۲ ] از کتاب ” الحیاه ” از نظرتان میگذرد- این موضوعها به روشنی به دست میآید:
( ۱ ) – ایستار کلّی اسلام نسبت به اموال و هدفهای کسب مال.
( ۲ ) – جهت گیریهای اصلی و اساسی اسلام در سیاستهای مالی و اقتصادی.
( ۳ ) – راه صحیح گردش اموال میان مردم.
( ۴ ) – نقش مهم تقسیم و توزیع مال، و تعدیل مالکیّت و مصرف.
( ۵ ) – نقش محوری انفاق در سیاست اقتصادی اسلام ونظام مالی معیّن آن.
پس آیات و احادیث فراوان- همه تأیید کنندۀ یکدیگر- و بهم پیوسته، با مضمونها و راهنماییهای گوناگون، که دربارۀ مسائل مالی و موضوعهای اقتصادی آمده است، چارچوب اصلی و قلمرو کلّی مال و حرکت آن را در اجتماع اسلامی نشان داده است.
سیر اندیشهای و فکری ” الحیاه ” ، با تأمّل خاص، همچنان ادامه دارد و در تمامی فصول این چهار جلد به خوبی دنبال میشود. چنان که در برخی از ” نگاهی به سراسر فصل ” ها، عناوینی همچون: آگاهی و هشدار، آگاهیی مهم، شرح، نتیجه گیریی مهم، اشاره و آگاهی، توضیح، تذییل، روشنگری، یادآوری، یادآوریی مهم، اشاره، تذییل و تفصیل، آگاهی و تفاوت، آثار، اهداف، تذییلی مهم، فایده، تجزیه و تحلیل، موضوعی بنیادین، دفع توهّم، بحثی دیگر، تتمیم، اصول اساسی، بیدارباشی مهم، اخطار، هشدار، و… آمده است… و تمامی اینها حکایت از نکتههایی خاص و تأمّل برانگیز دارد، و با عنایت ویژه ای -که جز در مؤلّفان، کمتر به چشم میخورد- انتخاب شدهاند. حتّی تفاوتی که در انتخاب هر یک از این عناوین وجود دارد بازگو کنندۀ هدفی یا اهدافی خاص میباشد. و بدین ترتیب در این دو باب علاوه بر آیات و روایات فراوانی که در موضوع اقتصاد و قسط و عدل قرآنی آورده شده، بیش از نیمی ازمطالب توسّط خود استاد و همکارانش، با عنایت و توجّه به هر فصل نگاشته شده است، که جای دارد خود این مجموعه، که بسیار گرانسنگ است و از جنبههای راهبردی بالایی برخوردار است، به صورت جداگانه چاپ و منتشر گردد.

باب دوازدهم: و امّا آخرین باب دائره المعارف ” الحیاه ” ، با عنوان ” مدخلی بر تحقیق در اقتصاد اسلامی ” ( اصول کلّی ) : در پنجاه فصل، همۀ جلد ششم و نیمی از جلد پنجم را به خود اختصاص داده است. جلد پنجم از صفحۀ ۳۸۰ تا ۷۲۲، و جلد ششم در ۷۸۰ صفحه.
در این باب نیز همچون باب یازدهم به مسائل اقتصادی پرداخته شده، با این تفاوت که در آن باب، ” خطوط کلی ” و در این باب، ” اصول کلّی ” اقتصاد با همان نگرش و طول و تفصیلهای باز گفته، تبیین شده است.
جلد ششم الحیاه ، با ” نگاهی به سراسر فصل ” ، مربوط به فصل پنجاه از باب دوازدهم، از صفحۀ ۶۸۷ تا ۷۵۷، و پس از آن ” خاتمه ” ، و در پی آن یادآوریها به پایان رسیده است.
آنچه در انتهای کتاب، جلب توجّه میکند ” پنجاه تنبیه ” است که در خاتمۀ این مقال، یادکرد عناوین آن تنبیهها، که نشانگر عمق ژرف نگری و مبنای تفکّرات اقتصادی مؤلّفان است، سودمند و روشنی آفرین خواهد بود :
تنبـــیه ( ۱ ) : جامعۀ تکاثری، جامعۀ جاهلیّت ؛
تنبـــیه ( ۲ ) : جامعۀ اسلامی، جامعۀ عدالت و قسط ؛
تنبـــیه ( ۳ ) : مشکل اقتصاد و اهمیّت حیاتی حلّ آن ؛
تنبـــیه ( ۴ ) : مال و طبیعت اجتماعی آن در نظر اسلام ؛
تنبـــیه ( ۵ ) : ظلم مالی و مفاسد ویرانگر عمومی ؛
تنبـــیه ( ۶ ) : جور و زیان تکاثر برای روح آدمی ؛
تنبـــیه ( ۷ ) : قدرت ( دیکتاتوری ) اقتصادی و زیانهای آن ؛
تنبـــیه ( ۸ ) : تبدیل حسّاسیت جامعه، تحریف شعور اجتماعی ؛
تنبـــیه ( ۹ ) : متکاثران و فساد ایشان در زمین ؛
تنبـــیه ( ۱۰ ) : مراقبت بر بازارها، و نقش حیاتی آن در اجرای عدالت و حمایت از مستضعفان؛
تنبـــیه ( ۱۱ ) : شناخت طاغوت اقتصادی، اصلی بزرگ ؛
تنبـــیه ( ۱۲ ) : تطهیر اقتصادی، مبارزهای بنیادین بر ضدّ فساد و الحاد ؛
تنبـــیه ( ۱۳ ) : منّتی بر دین و اهل دین، نـــه ؛
تنبـــیه ( ۱۴ ) : شکوفایی اقتصادی و برانگیختن به آن ؛
تنبـــیه ( ۱۵ ) : مؤسّسات دینی و هزینۀ ادارۀ آنها ؛
تنبـــیه ( ۱۶ ) : علما و قطع ارتباط ؛
تنبـــیه ( ۱۷ ) : حرام بودن ذاتی مال فراوان ؛
تنبـــیه ( ۱۸ ) : یگانه مقیاس برای شناختن ” عالِم اسلامی ” ؛
تنبـــیه ( ۱۹ ) : عدالت در تقسیم نعمتها و نیازها ؛
تنبـــیه ( ۲۰ ) : تعدیل در مالکیّت و برابری در مصرف ؛
تنبـــیه ( ۲۱ ) : مردمان بر اموال خود تسلّط دارند ؛
تنبـــیه ( ۲۲ ) : دو جامعه: فرعونی و قارونی ؛
تنبـــیه ( ۲۳ ) : صلاح و فسادِ دو گروه ؛
تنبـــیه ( ۲۴ ) : دعوتهای سهگانۀ پیامبران و ملازمۀ آنها با یکدیگر ؛
تنبـــیه ( ۲۵ ) : حاکمیّت مستضعفان و محرومان ؛
تنبـــیه ( ۲۶ ) : بی نیاز کردن فقیران، با حفظ کرامت ایشان ؛
تنبـــیه ( ۲۷ ) : از صدمات هولناک اقتصاد تکاثری ؛
تنبـــیه ( ۲۸ ) : دو مکتب اقتصادی: اسلامی و سرمایه داری ؛
تنبـــیه ( ۲۹ ) : سخنان فریبنده و زیان آنها ( ۱ ) ؛
تنبـــیه ( ۳۰ ) : سخنان فریبنده و زیان آنها ( ۲ ) ؛
تنبـــیه ( ۳۱ ) : چرخش متوازن مال و امکانات و اثر مثبت آن ؛
تنبـــیه ( ۳۲ ) : عدالت و جامعهسازی اسلامی ؛
تنبـــیه ( ۳۳ ) : دفاع تو خالی از مستضعفان و زیانهای بزرگ آن ؛
تنبـــیه ( ۳۴ ) : حمایت از مالکیّتهای تکاثری، مخالف با فریاد ” قرآن کریم ” ؛
تنبـــیه ( ۳۵ ) : قرآن به زندگی فرا میخواند، و فقر، مرگ است ؛
تنبـــیه ( ۳۶ ) : اسلام مردمان را به خیر دنیا و آخرت فراخوانده است، و فقر شر است ؛
تنبـــیه ( ۳۷ ) : فقر فقیران، نتیجه ای از گناهان ثروتمندان ؛
تنبـــیه ( ۳۸ ) : نقطۀ اصلی، در ساخته شدن جامعۀ اسلامی ؛
تنبـــیه ( ۳۹ ) : جامعۀ اسلامی و سیادت ( دیکتاتوری ) مال ؛
تنبـــیه ( ۴۰ ) : اِتراف و ویرانی ؛
تنبـــیه ( ۴۱ ) : ظلم اقتصادی و معیشتی و ویرانی ؛
تنبـــیه ( ۴۲ ) : تکاثر و وابستگی ؛
تنبـــیه ( ۴۳ ) : متکاثران، دشمنان پیامبران و عدالتخواهان ؛
تنبـــیه ( ۴۴ ) : وظیفۀ علما در برابر فقر و استضعاف ؛
تنبـــیه ( ۴۵ ) : روابط اقتصادی مردم جز با انقلابی دگرگونساز تطهیر نمیشود ؛
تنبـــیه ( ۴۶ ) : فقاهت آگاهانه ؛
تنبـــیه ( ۴۷ ) : آمیختن قضایای اصلی با قضایای غیر اصلی و زیانهای آن به دین و انقلاب و تودهها ؛
تنبـــیه ( ۴۸ ) : توهّمی نادرست ؛
تنبـــیه ( ۴۹ ) : تحقّق بخشی به احکام اسلام و تأمین زندگی تودهها ؛
تنبـــیه ( ۵۰ ) : عمل کردن همۀ قشرهای جامعه به احکام اسلام، جز با اجرای عدالت شدنی نیست.
در پایان باید اشاره کنیم، که مآخذ ” الحیاه ” ، بجز ” قرآن کریم ” ، کتب فراوانی است از احادیث شیعه، مانند ” کتب اربعه ” ، ” تحف العقول ” ، ” وسائل الشیعه ” ، ” وافی ” ، و… از کتاب ” بحارالانوار ” نیز هر جا نقل شده- اغلب- مآخذ علّامۀ مجلسی ذکر شده است.
در پایان- همچنین- باید یاد کنیم که هدف جلد سوم تا ششم ” الحیاه ” ، بیان ” مکتب اقتصادی اسلام ” است، که بدون شناخت آن، نمیتوان اقتصاد جامعه را اسلامی کرد.
*              *
سپاس خدای را که نخستین جلد از شناخت نامۀ الحیاه و مؤلّفان آن ( بیّنات، شماره ۳۷- ۳۸ ) ، با آثاری از نویسندگان، فرهیختگان و علاقهمندان به مکتب مستغنی و مستقل ” شناختهای قرآنی- حدیثی ” ، و مراجعه کنندگان به آثار و ارجگزاران به اندیشههای استاد حکیمی، منتشر شد.
این شناختنامه که از مدّتها قبل، نوید آن را داده بودیم -بحمدالله- مورد توجّه و اقبال اندیشمندان قرار گرفت، به گونهای که برخی از عزیزان بیش از انتظار، ما را شرمندۀ الطاف خود نمودند، به ویژه آنکه تغییراتی در شکل ظاهری مجله و چاپ آن داده شده بود، و تلاش بر آن بود که با شکلی آراسته و درخور، تقدیم گردد.
در پی انتشار این دو شماره از بیّنات، دوستان فراوانی از سر صدق و ارادت به بیّنات و استاد حکیمی، بانیان بیّنات را به این گونه تلاشها تشویق کردند، که اقبال آنان موجب دلگرمی گردید.
گرچه این شناخت نامه، دیر به دست علاقهمندان رسید و آنان را ماهها به انتظار گذاشت، تا آن جا که برخی انتظارها به سر رسیده بود و زبان به اعتراض گشوده بودند، امّا این گروه از یاران و عزیزان نیز پس از انتشار، اظهار داشتند که ” گرچه دیر آمد، لیکن بسیار خوب آمد ” .
الحیاه را میتوان در سبک خود کتابی کم مانند و یا حتّی بی مانند دانست. شاخص اصلی الحیاه در این است که برای رسیدن به رأی دینی در یک موضوع، کتاب و سنّت را با مهارتی خاص در کنار هم آورده و سپس -با درک عقلی- به تحلیل آنها پرداخته و نظریه برگرفته است.
تبویب موضوعات دینی، با ویژگی جمع آیات قرآن و حدیث، اگرچه مسبوق به سابقه است، ولی با ویژگی الحیاه و کیفیت آن، سابقه نداشته است. ” بحار الانوار، الجامعه لدُرَرِ اَخبار الائمّه الاطهار ” هم، در ابواب و موضوعات فراوان، آیات و روایات مربوط را تبویب کرده، امّا آنچه الحیاه را از آن کتاب عظیم و کتابهای مشابه، ممتاز ساخته، تلاشی موشکافانه برای برداشتهایی جهت زندگی تعقّلی و مؤمنانه و عصری، نیز ارائه تعالیمی نظام مند از دین است. در الحیاه ، تلاش برای عرضه مجموعهای واحد و گسست ناپذیر از معارف دین صورت گرفته است، با این خصوصیت، که تمامت دین در آن با مد نظر قرار دادن همه مجموعه میباشد و نبود هر یک از اجزا، باعث نقصان مجموعه است. این واحد به گونهای معرفی شده که اجزای آن در هم تنیدهاند. در هم تنیدگی و ارتباط اجزای آن در حدّی است که لزوماً باید هر موضوع دینی را درجایگاه خود دید و برای آن جایی در خور، برای فهم مجموعۀ دین قائل شد وگر نه، فهم صحیح کتاب خدا -آن چنان که شایسته است-هرگز مقدور نخواهد شد.


پاسخ دهید

اسلام علوی یعنی توحید و عدالت
گروه تعاون الحیاه

قرض الحسنهٔ الحیاه
انتشارات الحیاة
خرید آنلاین کتاب