گزارشی از پایان نامه تحلیل اندیشه میزای اصفهانی در دانشگاه سوربن
دکتر احمد مهدوی دامغانی
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۵۳

دکتر سعید جازاری از فضلای حوزه علمیه خراسان در پایان نامه دکتری خود به تحلیل اندیشه آیت الله میرزا مهدی اصفهانی پرداخته است

فاضل ارجمند و فقیه و شاعر گرامی آقای دکتر سعید جازاری (دامت توفیقاته) که از فضلای حوزه علمیه خراسان شیدالله ارکانه اند و تألیفات سودمندی دارند، دو سه سال پیش برای ادامه تحصیل به دانشگاه بسیار بسیار معتبر «سوربون» به فرانسه آمدند و در نزد برخی از اساتید دانشمند آن دانشگاه به تعلّم و استفاده پرداختند و پس از طی مراحل تحصیلی، برای احراز مقام دکتری رساله جامعی در باب «حوزه علمیه مشهد» و تحوّلات آن عموماً، و تأثیر و نفوذی که مرحوم مبرور استاد الاساتید و منتهی الاسانید حضرت آیت‌الله‌ آقای آقامیرزا مهدی غروی اصفهانی (قدّس‌الله تربته) برآن حوزه در طول سالهای یکهزار و سیصد و چهل و سه تا یکهزار و سیصدو شصت و پنج قمری (برابر سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۷ میلادی و ۱۳۰۳ تا ۱۳۲۵ شمسی) داشته‌اند و باقیات صالحات عظیم فکری و علمیی که از خود به یادگار گذاشته‌اند، (البته به زبان فرانسه) تدوین کردند و نام آن‌را به پیروی از نام گزارشی که جناب استاد محترم آقای محمدرضا حکیمی (دامت افاضاته) برای کتاب خود و مکتب فکری مرحوم آقای میرزامهدی(رحمه‌الله علیه) ابتکار کرده‌اند،مکتب تفکیک  نهادند و آن ‌را برای ارزیابی به هیأت رسیدگی به رساله‌های داوطلبان دکتری تقدیم کردند.

استاد محترم و بسیار فاضل و متتبع راهنمای‌ این رساله‌ که آقای پروفسور «پی‌یرلوری» بودند، هم به مناسبت تازگی موضوع رساله و هم به جهت آنکه می‌دانستند که این بنده از مستفیضان و از افرادی است که به سعادت درک افاضات کثیرالبرکاتی را که مرحوم خلد آشیان حضرت آیت‌الله‌ آقای آقامیرزا مهدی (قدّس سره) در آخرین سالهای حیات پرفیوضات خود به عنوان «معارف» القاء و افاضه می‌فرمودند، نائل شده بوده است، از این ناچیز به توسط دانشگاه‌ هاروارد دعوت کردند که به عنوان عضو ژوری یا هیأت رسیدگی نهائی به آن رساله که در تاریخ اول ژوئیه سال ۲۰۱۳ در دانشگاه سوربُن پاریس برگزار خواهد شد، حضور یابم. من بنده دعوت را پذیرفتم و در موعد مقرّر در جلسه رسیدگی شرکت کردم. آن جلسه در یکی از سالنهای «دانشکده تجارت و مطالعات عالیه» دانشگاه سوربُن منعقد شد و اعضای هیأت داوری (ژوری) به ترتیب مذکور در صورت جلسه عبارت بودند از اساتید ذیل‌الذکر:

۱ـ پی‌یرلوری: مدیر مطالعات آن دانشکده در بخش مذاهب (رئیس جلسه) و استاد راهنمای رساله

۲ـ احمد مهدوی دامغانی، استاد دانشگاه هاروارد

۳ـ بانو سابرینا مِرْوَنْ: از «مرکز ملّی تحقیقات علمی»

۴ـ یانّ ریشار: استاد ممتاز دانشگاه پاریس سه (که سابقه آشنایی طولانی با ایشان دارم)

قریب شصت نفر نیز که عموماً و یا اکثراً از اساتید و دانشجویان و فضلای علاقه‌مند به مسأله بودند، اعمّ از ایرانی و فرانسوی در آن جلسه حاضر بودند و به دقت به سخنان اعضای ژوری و پاسخهای آقای جاز‌اری توجه داشتند. پس از آنکه جلسه به اصطلاح «رسمیّت» یافت، ابتدا آقای پروفسور لوری شرحی درباره محتوای رساله و معرّفی اجمالی آقای جازاری و سوابق تحصیلی و حُسن استعدادِ او و لیاقت ایشان بر احراز درجه دکتری بیان کرد و از آقای جازاری خواست که آنچه را در «دفاع» و یا استحقاق رساله خود بر پذیرش آن مناسب می‌شمارد، بگوید و به پرسشهای اعضای ژوری پاسخ دهد و آقای جازاری به نحو موجز و مفیدی کلیّات محتوای رساله(تز) خود و برخی از منابع و مآخذش در تدوین رساله به استحضار «ژوری» رساند و مختصراً به سؤالات اعضای ژوری پاسخ داد و از تِز خود دفاع کرد. آنگاه رئیس جلسه از آقای یان‌ ریشار درباره محتوای رساله و ارزیابی آن نظرخواهی کرد.

آقای پروفسور ریشار بیانات سودمندی درباره تحولات فکری جامعه ایرانی در قرن اخیر درباره مذهب و مسائل آن و یادآوری نظریّات افراد مشخصی که ایشان از آنان به «متفکر و روشنفکر مذهبی» تعبیر می‌کردند و برخی تذکّرات به آقای جازاری ایراد کردند.

آنگاه رئیس جلسه از این بنده خواست تا اولاً نظر خود را درباره رساله مطروحه و ثانیاً اطلاع و آشنایی شخصی خودم را با آنچه به مکتب تفکیک معروف شده است و معرفی مرحوم غفران‌مآب حضرت آیت‌‌الله آقای آقامیرزا مهدی اصفهانی (اطاب‌الله ثراه) بیان کنم. من بنده از اینکه دانشجوی فاضل و متتبع آقای جازاری در مقام شناساندن مکتب فکری مرحوم آقای اصفهانی به خوبی رساله‌اش را تدوین کرده است، اظهار رضایت و خوشوقتی و مسرّت کردم و مختصراً شرح حالی از مرحوم آقای میرزا (و گفتم از این پس از این مرد بزرگ و عالم جلیل‌القدر در سخنم به «آقای میرزا» تعبیر خواهم کرد) و سابقه تحصیلات ایشان و اختصاصی که به مرحوم مبرور خلدآشیان حضرت آیت‌الله‌العظمی نائینی قدس‌سره داشته‌اند و اینکه بیست و چهار سال اخیر عمر شریف پربرکت خود را در مشهد سکونت داشته و در آن حوزه علمیه به تعلیم و تربیت شاگردانی که اکثر آنان علمای نامدار و مدرّسان بزرگوار سالهای یکهزار و سیصد‌وپانزده تا یکهزار و سیصد و شصت شمسی ۱۹۳۶ تا ۱۹۸۰ میلادی در حوزه مشهد بودند، همّت گماشتند و در طول ده سال اخیر عمرشان علی‌الإطلاق أعلم و افقه و افضل أقران خود از علما و فقهای خراسان و دیگر شهرهای ایران به استثنای قم و احتمالاً اصفهان شناخته می‌شدند و در همه احوال معظّم‌له «اسوه» فضیلت و کمال و قدس و تقوا و زُهد و نزاهت بودند و به مقامات معنوی والائی نائل شده و بی‌شک با مقام منیع رفیع حضرت ولی‌عصر (سلام‌الله علیه) علقه و ارتباط خاصّی داشتند و برخی از خواصّ و مریدان ایشان کرامات و خوارق عاداتی هم به ایشان نسبت می‌دهند که نمی‌توان منکر آن شد. خداش به درجات عالی قرب ارتقا دهاد!

مکتب فکری تفکیک

اما اجمال و خلاصه مکتب فکری آن بزرگوار درباره توحید و خداشناسی، همان است که همه پیامبران الهی و اوصیای آنان (علیهم‌السلام) به آن ایمان و اعتقاد داشته‌اند و حکمای متألّه مانند سقراط و افلاطون و فلوطین نیز برآن روش بوده‌اند و آن عبارت از آن است که:

خداشناسی به معنای آن نیست که بتوان به کُنه ذات اقدس او «معرفت» حاصل کرد، بلکه مقصود از خداشناسی آن است که به وجود ازلی و ابدی و لطف او ایمان یقینی و اعتقاد و توجه باید داشت و به نعمت‌های او خود را متنعم و مستفید شناخت؛ زیرا ذاتِ اقدس او، اجلّ و اعلا از احاطه ماسوای خود او به اوست، همان‌گونه که قرآن ما می‌فرماید که: «الا أنه بکلّ شیء محیط» و این اعتقاد جازم یا ایمان راسخ و هدایت حقیقی فقط با شناخت و شکر مداوم نعمت‌های الهی و پای‌بندی مستمر به ادای فرایض و سنن شریعت الهی برای آدمی حاصل خواهد شد و طریق مستقیم وصول به این معرفت نیز تعلق و تمسک به آنچه قرآن از آن به «حبل‌الله» تعبیر می‌فرماید که پیغمبر اکرم ما (صلواه الله) علیه آن‌ را بر قرآن مجید و عترت طاهره منصرف می‌داند و می‌گوید:

ـ انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما اِن تمسّکتُم بهما لن تضلوا…‌

و از آنجا که معانی واقعی کتاب‌الله را خود رسول اکرم و اهل بیت مکرّم او که به اعتقاد ما شیعیان حَمَله وحی و وارثان علم قرآن و مفسّران منحصر آنند(۱)بهتر دانسته و فهمیده و بیان فرموده‌اند. پس ما برای نیل به این معرفت جز فهمیدن و پیروی آنچه ائمه ما در آن باره بیان کرده‌اند، راهی نداریم؛ زیرا به عقل محض در این مسأله نمی‌توان اعتماد کرد و حق تعالی با ترتیب دادن صغری و کبری‌های منطقی و براهین یا استدلال‌های فلسفی شناختنی نیست؛ زیرا همه آن قضایای منطقی بدیهی الانتاج و براهین فلسفی که حکما و یا متکلمین به آن استناد و اتکا می‌کنند، ساخته و پرداخته فکر همان فلاسفه و متکلمان است و مخلوق آنان و به ‌هیچ‌وجه نمی‌تواند به ذات اقدس باری‌تعالی که خالق همه چیز است، پی برد و ذات اقدس او أجلّ و اعلا از وصول افکار و تعقّلات مخلوقات به اوست و امام باقر(علیه‌السلام) پنجمین امام ما این معنی را به نغزترین عبارت بیان فرموده است که: آنچه را بشر در دقیق‌ترین اندیشه‌ها و تصوراتش (درباره خداوند متعال و شناساندن او) اندیشیده باشد و به هر نتیجه‌ای که برسد، آن اوهام و اندیشه‌ها هرچه باشد، آفریده و ساخته خود اوست و مانند خود او مخلوق است و امکان شناساندن خالق را ندارد۲ و خدای تعالی بدان وسیله به تعریف درنمی‌آید.

آقایان و بانوان

آنچه اینک گفتم، همان است که اصل و مایه و پایه آن ‌را در طول سالهای ۱۳۲۲ ـ ۱۳۲۴ شمسی برابر ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ میلادی که این توفیق و سعادت حضور مستمر در درسهای معارف مرحوم آقای میرزا داشتم، از فرمایشات ایشان دریافته‌ام. درسهایی که آقای استاد محمدرضا حکیمی به آن نام «مکتب تفکیک» داده؛ ولی من بنده نام آن‌ را «مکتب عترت» یا «مکتب وحی» می‌نامم. ضمناً خود را مجاز می‌دانم که از سوی دوست عزیز خودم، جناب استاد محمدرضا حکیمی که عمرش دراز باد، از اعضای گرامی ژوری و از حاضران محترم به خاطر علاقه و توجهی که به «مکتب تفکیک» ابراز فرموده‌اند، سپاسگزاری نمایم و مزید توفیق‌ آقای جازاری را که رساله‌ای بدین تفصیل درباره «مکتب تفکیک» فراهم کرده است، آرزو کنم.

بانو پروفسور «سابرینا مرون» عضو دیگر ژوری از آقای جازاری سؤالی نکرد؛ ولی چون هم آقای جازاری و هم این بنده چند بار نام مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) را برده بودیم، از من درباره «امام غائب» و نحوه اعتقاد شیعه به آن وجود مبارک پرسشی کرد و من بنده به رعایت حال و مقتضای مقام، به ایشان گفتم: این مسأله و اعتقاد از ضروریات قطعی مذهب شیعه است؛ همچنان‌که تثلیث معتقد شما از ضروریات دیانت مسیحیت است و به اصطلاح امروزی: این مسأله «خط قرمز» تشیّع اثناعشری است؛ یعنی آنچه را که شما بدان «دُگم» می‌گویید و این «دُگم»‌ها در مسیحیت نیز بسیار است.

ارزیابی رساله

سپس نوبت به اظهارنظر ژوری نسبت به رساله مطروحه و ارزیابی آن شد، و آقای پروفسور لوری از آقای جازاری و از حضار خواست تا چند دقیقه‌ای، ژوری را تنها بگذارند. و پس از مذاکره و مداقّه، آقای پروفسور ریشار و بانو پروفسور مِرون نظر دادند که رساله «خوب و شایسته» است؛ ولی من بنده نظر دادم که رساله «بسیار خوب و شایسته» است و آقای پروفسور لوری به عنوان استاد راهنما رضایت خود را از کار آقای جازاری اعلام داشت و بالاخره موافقت و مقرر شد که رساله با «عنوان بسیار خوب و شایسته» پذیرفته شود و چنین شد و به آقای جازاری و حضاری که از جلسه خارج شده و منتظر اعلام نتیجه می‌بودند، اطلاع داده شد که به سالن ژوری برگردند و پس از اعلام رأی ژوری، حاضران و اعضای ژوری به آقای دکتر جازاری تبریک گفتند و همه به سالن دیگری برای پذیرایی هدایت شدند.

پی‌نوشتها:

۱ـ این معنی را مستند به کلام معجز نظام حضرت امام سجّاد علیه‌السلام می‌دانم که: «….و ورّثتنا علمه مفسراً…» دعای ۴۳ صحیفه مبارکه.

۲ـ کُلّ ما صوّرتموه باوهامکم فی ادق معاینه فهو مثلکم مخلوق منکم مردود الیکم.

۳ـ رساله «العقائد الدینیه للیهود القرائین»، چاپ مصر، قرن ۱۹٫


One Response to “گزارشی از پایان نامه تحلیل اندیشه میزای اصفهانی در دانشگاه سوربن”

  1. m.h می‌گه:

    باسلام
    بخدا قسم هم گریه کردم وهم خیلی خوشحال شدم.امیدوارم روزی برسد که همه ماگسترش مکتب تفکیک راببینیم. متشکرم

پاسخ دهید

اسلام علوی یعنی توحید و عدالت
گروه تعاون الحیاه

قرض الحسنهٔ الحیاه
انتشارات الحیاة
خرید آنلاین کتاب